نوشتجات

نوشتن و ننوشتن, انتخاب بین زنده ماندن و مُردن است.

نوشتجات

نوشتن و ننوشتن, انتخاب بین زنده ماندن و مُردن است.


+ خانه  
+ نظرات در معرض ديد عموم قرار نمي‌گيرند. + گاهي مطلبي بارها دچار تغيير مي‌شود. + جمله‌ي سردرِ وبلاگ از يحيي قائدي‌ست.

جان‌دار انگاری

شنبه, ۹ دی ۱۳۹۱، ۰۹:۳۹ ق.ظ

- دستت زخم شده. ازم می پرسی: این چیه؟
میگم: زخم!
میگی: چرا اومده پیشم! زخم نیا پیشم، اوخ می شم.

- سوزن گم شده. داری دنبالش می گردی. میگی:
سوزن تجایی؟ (کجایی) می خوای منو پیدا تُنی!

- لواشک بهت دادم. نمی تونی درش رو باز کنی. به لواشک میگی:
اِ دَباشَد (لواشک)چرا باز نمی شی؟ من دوسِِت دارم. می خوام بخورمت.

- تیله هات قل خوردن روی زمین، گم شدن. خطاب به تیله ها میگی:
توشین؟ توشین؟ (کوشین) هَـمَـتونو بدین به من.

  • شنبه, ۹ دی ۱۳۹۱، ۰۹:۳۹ ق.ظ
  • + شادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی